post rss
نو رسیده
واقعیتش اصلا فکر نمی کردم تو این یکی دو روز مونده به پایان سال اتفاق خاص و مهم دیگه ای بیافته . اما… کوچولویی که انتظار داشتیم حدود یک ماه دیگه به دنیا بیاد . زودتر از موعد ، همه رو غافلگیر کرد . والدین گرام هم که قرار بود دو هفتهء دیگه عازم سفر بشن برای تولد خواهرزادهء عزیز ، سفر رو جلو انداختن و دیروز مثل اینکه فیلم رو تند کنی همه کاراهایی که تو این دوهفته قرار بود صورت بگیره … از بانک به آژانس هواپیمایی از آژانس به صرافی ، خرید و… انجام شد .
ماندانای عزیزم در همون بیمارستانی که به طبابت مشغول هست ، صاحب فرزند شده
.این نوهء جدید خیلی برای همه مون عزیزه . خیلی خیلی … شاید به خاطر مسافت باشه و اینکه دور هستیم . ولی من که کلا از خوشحالی الان نمی دونم چی دارم می نویسم . اما تولد رضا اونقدر برام مهم بود که خواستم حتما اینجا هم ثبت بشه .
این تصویر متعلق به خواهرزاده عزیزمه : سید رضا جلیلی
حدودا یکی دو ساعت بعد از تولد . نوزاد به این نازی دیده بودین تاحالاااا؟
Leave a Reply