post rss

نوشتاری در مورد 300

 فیلم 300  بدون شک یکی از شاهکارهای سینمایی ، با موضوعیت حماسی ـ تاریخی است و  این نه به خاطر وفاداری  صددرصدی آن به واقعیت ، بلکه به مدد تکنولوژی های  پیشرفته در تولید جلوه های نو و آمیخته با انیمیشن ، موسیقی گوشنواز و پردازش صحنه هایی عظیم از جریان  نبرد  ” ترموپیل ” است .

امروز موفق شدم ۳۰۰ را ببینم . البته با کیفیت متوسط . نسخه ای که من دیدم در سالن سینما و از روی پرده ضبط  و وارد بازار شده ست . داستان فیلم به چگونگی واقعه نبرد ترموپیل می پردازد . این جنگ از سری نبردهای میان ایران و یونان است که در ۴۸۰ پیش از میلاد میان سپاهیان لئونیداس ( فرمانده اسپارت ها ) و سپاهیان پارسی  به  رهبری خشایارشا هخامنشی  درگرفته است . آنچه که  امروز درباره  نبرد ترومپیل  به  آن  استناد می شود   ، برگرفته از نگاره های تاریخ نویس یونانی ” هرودوت ” است و در منابع تاریخی شرقی ذکر این نبرد نیامده است .آنطور که هرودوت می نویسد حدود سیصد تن از جنگجویان اسپارتی در مقابل بیش از دو میلیون سرباز پارسی ، سه روز مقاوم می کنند . اما در نهایت همگی قهرمانانه کشته می شوند . 

فیلم با نمایشی گذرا از زندگی و تعلیمات سخت و طاقت فرسای لئونیداس ، شاه اسپارت ها و فرمانده سیصد جنگجو آغاز می شود . تصاویری از تنبیهات و تمرینات سختی که در کودکی متحمل شده و خشونتی که در طفولیت بر او رواگشته و همه اینها از او یک مرد جنگجو ، در عین حال پادشاهی عادل و آزاد اندیش ساخته است !

همانطور که در نوشته های انتقاد آمیز دیگر در مورد این فیلم آمده است ، نخستین مساله چشمگیر برای من ایرانی ، تفاوت ظاهری اسپارت ها با سپاه پارس است . اسپارت ها  خوش سیما ، پاکیزه ، عاقل ، خانواده دوست هستند و در مقابل پارس ها قرار دارند که به غایت کریه المنظر و سیه چرده اند ، شعور انسانی در آنها دیده نمی شود ، از عقل و درایت خبری نیست و تنها برتری سپاه ایران به یونان در تعداد آنهاست .

به هر حال درگیری آغاز می شود . هر مرد اسپارتی به تنهایی صدها سرباز پارسی را به خاک و خون می کشد و در پایان روز ، اسپارت ها که حتی یک نفر ازیشان کشته نشده ، دیوار عظیم از کشتگان پارسی بنا می کنند . خشایارشا باز هم پیشنهاد تسلیم و مصالحه می دهد . لئونیداس به خاطر شرافت و ” آزادی ” نمی پذیرد . در روز دوم شاهد موجودات عجیب الخلقه ، بی نهایت زشت ، عریان و غول آسا در سپاه پارس هستید که به هیچ  روی به آدمیزاد نمی مانند . کرگدن و چندین فیل ، بدون حداقل آرایش نظامی در سپاه پارسی پرسه می زنند و با یک نیزه و به راحتی از پا در می آیند . و سرانجام پس از مبارزات پی در پی اسپارتی ها نیز متحمل خسارات جانی می شوند . اکثرا در نبرد های رو در رو پیروزند اما دشمن ، ناجوانمردانه از پشت خنجر می زند .

تعداد اندکی از اسپارتی ها باقی می ماند . خشایارشا ، با ظاهری که در اولین نظر شمارابه یاد غول چراغ علاءالدین می اندازد . با صورتی که به شیوه زنانه آرایش شده است و با حلقه و زنجیر و جواهرات مزین شده ، برای آخرین بار از اسپارت ها می خواهد تا تعظیم کنند و زنده بمانند . این امر صورت نمی گیرد و در پایان همه اسپارت ها کشته می شود .

در نظر من ، دو جنبه که در فیلم به طور  مشهود و مستتر  بر آن تاکید شده بود اول نابخردی سپاه پارسی و دوم به رخ کشیدن تفاوت جایگاه زن در میان این دو قوم است . در مورد اول : سپاه عظیم ایران هیچ نقشه و آرایش نظامی ندارد جز اغفال یک اسپارتی گوژپشت ، به وسیله زنان رقاصه در بزم خشایارشا . آرایش ظاهری سپاه اسپارتی شامل : کلاه خود آهنین ، سپر آهنین بزرگ و محکم و شمشیر است . اکثریت  سپاه ایران کلاهخودی ندارند ، بلکه پارچه سپید کثیفی را دور سر پیچانده اند ، سپر پارس ها چوبین است و با ضربه ای به دو نیم می شود . پارس ها بدون هدف و مانند قومی وحشی به سمت دشمن حمله می کنند . اسپارت ها قدم به قدمشان و ضربه به ضربه شمشیرشان حساب شده است . سپاه پارس متکی به غول ها و جادوگران است و اسپارت ها متکی بر وحدت و هوشمندی و برای آزادی مبارزه می کنند .

زنان یونانی در این فیلم شهروندی مساوی با مردان به حساب می آیند و این برای پارس ها غیر قابل قبول است . پیک نخست خشایارشا با دیدن همسر لئونیداس ، رو برمی گرداند و حاضر نیست با او سخن بگوید . لئونیداس اورا به چاه می افکند و یکی از دلایلش توهین به ملکه است . ( این دلیل در تاریخ هرودوت نیامده است . ) همسر لئونیداس زنی به غایت هوشمند است که در غیاب همسر ، در جریان مسائل سیاسی قرار دارد . گرچه در همین اوضاع ، ناخواسته با یکی از سیاستمداران ، همبستر می شود . اما این امر تنها از روی سیاست و تدبیر است ! . ملکه پس از سخنرانی با شکوه در صحن مجلس و در پی فاش شدن رابطه اش با سیاستمدار یونانی اورا به ضرب شمشیر در صحن مجلس به هلاکت می رساند . این کار ملکه باعث فاش شدن خیانت سیاستمدار می شود . چراکه سکه های پارسی ، از لباس خیانتکار بر زمین می ریزد .

در کنار اکراه پیک خشایارشا از برخورد با زنان ، تنها تصویری که از زن پارسی ارائه می شود ، زنانی عریان و اغواگر با رفتاری جنسی و سبکسرانه است که در بزم خشایارشا و به منظور اغفال مرد گوژپشت یونانی خودرا به نمایش می گذارند .

بحث و بررسی دقیق در مورد این فیلم که به نظر من کنکاشی خالی از اشکال است ، احتیاج به همراهی و پیگیری تاریخ دانان و حتی تبارشناسان دارد . علاوه بر این متخصصین روانشناسی و ارتباط شناسان با بررسی بیشتر می توانند تاثیرات این فیلم بر مخاطبان گوناگون را بهتر شناسایی کنند .

من همچنین با اعتراض هنری لگو ماهی    موافقم . به خصوص پس از مشاهده فیلم به خودم حق می دهم به عنوان یک مخاطب نسبت به زشت نمایی بیش از اندازه از پارس ها معترض باشم .

وبلاگ زن نوشت  هم نقد جالبی را از آقای کاوه لاجوردی در اینجا آورده است منطقی و عاری از احساس . اینکه ایشان مخاطبین را دعوت به خویشتن داری ، مطالعه تاریخ و دقت در ادای اعتراضات کرده اند را قبول دارم . اما در مورد بند آخر و داستان خیالی شان . اگر واقعا در فیلم سکورسیزی که ایشان به عنوان مثال آورده اند   مسایلی خلاف واقع بیان شده و از ایتالیایی تبارها چهره ای کریه المنظر و عقب مانده به نمایش گذاشته شده ، پس ایتالیایی تبارها می توانستند ، آزاد بوده اند که اعتراض کنند . پس شاید بنابر موقعیتشان احساس نیاز نداشتند . اما موقعیت ما و چهره جهانی ما و عملکردهای این سرزمین که نقل مجلس سیاسیون و خبرداغ خبرگزاری هاست شاید می طلبد که حرکتی برای بازسازی افکار عمومی در سطح جهانی صورت گیرد . ایرانی ها این نیاز را حس می کنند . از چهره فعلی خود در جهان راضی نیستند . اعتراض به این فیلم ، به نظرم واکنشی به تمام سوء برداشت هاست که امروز رو به گسترش دارد .

 

One Response to “نوشتاری در مورد 300”

  1. hosein said on May 24th, 2008 at 8:22 pm:

    همش دروغه

Leave a Reply