Archive for July, 2007

Jul 15

هوس سفر دارم

 
پیرمرد لاغراندام با موهای سپید شانه خورده و پیراهن صورتی اش از راه می رسد و در انبوه درختان ، که در تاریکی شب به سیاهی می زنند ، نیمکت همیشگی اش را پیدا می کند . می نشیند و آواز شبانه اش را آغاز می کند . درست مثل هر شب ، همین وقت ها […]

Jul 1

ما قبل تاریخی نبودن !

یکی دوبار که در نوشتن نامنظم شوی ، این خیال باطل در تو ریشه می گیرد که … حالا به فرض هم که نوشتی ، که چه ؟ چه دردی درمان می شود و چه کاری از پیش برده ای ؟
به عادت نوشتنت و به عشقی که در لابه لای حروف الفبا می پاشی تا […]