post rss

سید رضا :)

 

 

 

تصویر متعلق به خواهرزاده عزیزه . چند روزی هست که با پدر و مادر نازنینش قدم به چشم ما گذاشتن . ۵ ماه از تولدش گذشته . اینجا  دربارش نوشته بودم  . احساساتم نسبت به رضا قابل بیان  نیست . همینقدر که وقتی خندش رو می بینم یا به چشمهای زیباش نگاهم می کنه  تمام دلم از محبتش اشغال میشه طوری که جایی برای چیز دیگه ای تو دلم نمی گذاره  ….

اگه شانس بیاریم رضای عزیزم چند ماهی پیش ما می مونه تا والدینش امتحانات دوره تخصص و تز دکتری شون رو با موفقیت از سر بگذرونن . روزهام عجیب شلوغ شده  اما تا باشه ازین شلوغ شدن ها . :)

 

Leave a Reply