Archive for the ‘Uncategorized’ Category
Oct 19
- می گوید که : شما خودتان را داخل این دست فعالیت ها نکنید . نمی توانید . این جور خطرها از بچه های دردکشیده بر می آید . آنها که در خانواده های محروم کارگری ، سر سفره های ده دوازده نفره بزرگ شده اند .
- این یکی ابرو در هم می کشد […]
Sep 22
به موسی فکر کردم … به دست نورانی اش … به ید بیضا .
چگونه با دستان آلودهء به تاریکی چراغ هدایت برگرفته ام ؟
چه جسارتی ! مگر می توان در عین تاریکی به نور هدایت کرد ؟
Sep 18
یک ساعتی مانده به افطار . خورشیدِ شهریور کم کم از بارش گرما بر شهر دست می کشد تا امروزِ روزه داران در ابتدای شب ششم رمضان پایان یابد .
نزدیکش دراز می کشم . اینطور هم او راضی است و هم من . دسته کلید رنگینی را بالای سرش می چرخانم . پنج کلید […]
Sep 4
تصویر متعلق به خواهرزاده عزیزه . چند روزی هست که با پدر و مادر نازنینش قدم به چشم ما گذاشتن . ۵ ماه از تولدش گذشته . اینجا دربارش نوشته بودم . احساساتم نسبت به رضا قابل بیان نیست . همینقدر که وقتی خندش رو می بینم یا به چشمهای زیباش نگاهم می کنه تمام دلم از محبتش اشغال میشه طوری […]
Aug 29
از اینجا : در ثواب یک پژوهش علمی بزرگ ، شریک شوید .
.
Aug 28
تصویر متعلق به ماه است . امشب در آسمان بود . با تمام توانش ایستاده بود به نور افشانی و درخشندگی .
قاب آسمان ، تمیز و دستمال کشیده دورتادور وجود نورانی اش را در بر گرفته . سپیدی در قلب سیاهی ، ترکیب آموزنده ایست !
شنیدید می گویند فلانی مثل ماه شب چهارده […]
Aug 22
گاهی اوقات سری به این انباری می زنم . از پله های طویل و تاریکش پایین می روم تا ببینم کدام افکار و امیال در تاریکی ِ نمناک ناخودآگاهم فروغلتیده . بعد می بینم که در گوشه و کنار انباری ام بسته هایی کوچک و بزرگ قرار گرفته اند ، از دوران کودکی بگیر […]
Aug 18
بستن ، بردن ، بازکردن و از نو چیدن .
این چهار فعل بالا ، تمام مشغولیت یک هفته گذشته ام بود . نقل مکان به خیر گذشت !
Aug 5
امروز صد و یکمین سالگرد مشروطه خواهی است . صد و یک سال از نواخته شدن بانگ آزادی در ایران می گذرد و
اینک …!؟!
Aug 2
سرخ و صورتی های شاداب و باران خورده